در جستجوی حقیقت
الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبداوکفی بی فخراان تکون لی رباانت کما احب فاجعلنی کماتحب
پیوندها
شرح كتب علامه حسن زاده املي توسط استاد صمدي املي
معرفي اسلام: علامه تهراني ره (مجموعه كتب علامه طهراني از شاگردان علامه طباطبائي ره) فيزيك هوپا سایت تجلی اعظم(سايت علامه حسن زاده املي) رساله ایه لله سیستانی سایت ایه الله سیستانی رساله ايه الله سيستاني مدظله مختصر رساله کتاب فقه برای غرب نشینان( از فتاواي ايه الله سيستاني) کمیاب انلاین کتب الکترونیکی ;کتب عرفانی در جستجوی حقیقت سرود هستي عقل سرخ سایت ایت الله سیدان اشراق انسان كامل اشعار مولانا كتابخانه مجلس شوراي اسلامي متن قران كريم حكمت: شريف لك زائي بدون شرح پزشکی پاسخ به مسائل دینی جمخانه( اهل حق) لينك دعوتنامه سايت كلوب جام جم فلسفه مركز جهاني اطلاع رساني ال البيت جام جم انلاين كتابخانه ايه الله سيد حسن ابطحي اپلود بهائيت مولوي وابن عربي( نقد ) پارس تولز لغتنامه دهخدا ( انلاين) همشهري انلاين كانون ايراني پژوهشگران فلسفه وحكمت پايگاه خبري مولانانيوز كتابخانه حضرت مهدي عليه السلام بنياد حكمت اسلامي صدرا باشگاه انديشه مجلات در سايت حوزه عرفان شمس بازيافت نوشتار فلسفي (بركه) جام جم فلسفي مركز دايره المعارف اسلامي مكز اطلاع رساني شهيد اويني کتب الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی را برای موبایل کتابها و مقالات رایگان فارسی، کتابهای الکترونیکی( ای بوک) شيعه نيوز راه كمال ياسين مديا سرير ايران ماركت انجمن حكمت وفلسفه ايران ايرانيان انگلستان بينش نو سايت قادر پارس انلاين ايران پين وضعيتم در ياهو |
عرفان
هدف از این بحث آن است که با استناد به منابع معتبر عرفان اسلامی، به دفع توهمی بپردازیم که عدهای به خطا دچار آن گشته و چنین میپندارند که از نظر عرفا، شریعت چندان اهمیت نداشته و یک عارف چندان پایبند عمل به احکام شرع نمیباشد! گرچه چنین توهمی دانسته یا ندانسته، سابقهای طولانی دارد، اما اخیراً گاه جدیتر از گذشته مطرح شده و عدهای از مدعیان روشنفکری کشورمان با برداشتی خام از فکر و فرهنگ جدید غرب، جنبه عرفانی دینداری را از جنبه فقهی آن جدا کرده و بدین سان میخواهند بگویند که میتوان شریعت و فقه را جدی نگرفته و دینداری عارف بود و بس! ادامه مطلب صفات خدا
صفات خدا
خداى هستى همه كمالات هستى را دارد چنانكه يك نگاه ساده به برهانهاى گذشته در اثبات يكتائى و تنهائىنفى كثرت و نفى شركتخداى هستى كافى بود همچنين تامل جزئىثبوت اين نظريه را كه خداى هستى همه كمالات هستى را دارد مسلمميسازد . «ح (آيا انديشه بشرى راه به شناخت صفات خدا دارد؟ از اينجا بحث صفات خداوند آغاز مىشود بحث در اينست كه خداوندرا با چه صفاتى بايد توصيف كنيم چه صفاتى را بايد از او سلب كنيم مقياسما در اثبات و يا نفى پارهاى از صفات چيست . اين مسئله نيز به نوبه خود از مسائل مهم علم الهى است در مسئله صفاتحق مباحث زيادى هست از قبيل تقسيم صفات به ثبوتى و سلبى و اضافى و بصفاتذات و صفات فعل و اينكه آيا صفات حق تعالى عين ذات استيا زائدبر ذات . ادامه مطلب براهین اثبات واجب متعال
براهین اثبات واجب متعال
خدا يكى است اگر بشر با سائقه عشق فطرى در جستجوى خداوند بر آيد از هماناول در جستجوى الله استيعنى بالفطره ذاتى را جستجو مىكند كهموجود است و واحد است و مستجمع جميع كمالات است . و اگر از طريق علمى يعنى از طريق مطالعه در آيات بر آيد قبل ازهر چيزى متوجه علم و حكمت و حيات پديد آورنده جهان مىشود و از طريقشناختن صفات پديد آورنده پديدهها حكم مىكند كه طبيعت و ماده مستقل نيستبلكه مسخر قوهاى استشاعر و مدرك على هذا بشر اگر از راه علمى بخواهدخدا را بشناسد صفات خدا را قبل از ذاتش درك مىكند . قصور سلوك علمى در رفع نيازهاى خداشناسى ادامه مطلب ابن سینا
ابن سینا
ابن سينا (شيخ الرئيس ابوعلي سينا) يا پور سينا دانشمند، فيلسوف و پزشک ايراني، 450 کتاب در زمينههاي گوناگون نوشتهاست که تعداد زيادي از آنها در مورد پزشکي و فلسفهاست. جرج سارتون او را مشهورترين دانشمند سرزمينهاي اسلامي ميداند که يکي از معروفترينها در همه ي زمانها و مکانها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب "قانون" در زمينه پزشکي است. ابن سينا به نام حسين پسر عبدالله در سال 370 هجري قمري متولد شد و در سال 428 هجري قمري درگذشت. نام او را به تفاريق ابن سينا، ابوعلي سينا و پور سينا گفتهاند. در برخي منابع نام کامل او با ذکر القاب چنين آمده: حجةالحق، شرفالملک، شيخ الرئيس، ابوعلي، حسين بن عبدالله، ابن سينا و البخاري. وي صاحب تأليفات بسياري است و مهمترين کتابهاي او عبارتاند از: " شفا " در زمينه فلسفه و منطق؛ و " قانون" در زمينه پزشکي. بقيه مطلب در ادامه مطلب ادامه مطلب اشنائی با منطق قسمت دوم
اشنائی با منطق قسمت دوم
حدود و تعريفات مبحث كلى كه ذكر شد مقدمهاى است براى حدود و تعريفات، يعنى آنچه وظيفه منطق است اين است كه بيان كند طرز تعريف كردن يك معنى چگونه است و يا بيان كند كه طرز صحيح اقامه برهان براى اثبات يك مطلب به چه صورت است؟ و چنانكه مىدانيم قسم اول مربوط مىشود به تصورات يعنى به معلوم كردن يك مجهول تصورى از روى معلومات تصورى، و قسم دوم مربوط مىشود به تصديقات يعنى معلوم كردن يك مجهول تصديقى از روى معلومات تصديقى. بطور كلى تعريف اشياء پاسخگوئى به «چيستى» آنها است. يعنى وقتى كه اين سؤال براى ما مطرح مىشود كه فلان شىء چيست؟ در مقام تعريف آن بر مىآئيم. بديهى است كه هر سؤالى در مورد يك مجهول است. ما هنگامى از چيستى يك شىء سؤال مىكنيم كه ماهيت و حقيقت آن شىء و لا اقل مرز مفهوم آن شىء كه كجا است و شامل چه حركاتى مىشود و شامل چه حركاتى نمىشود بر ما مجهول باشد. ادامه مطلب متافیزیک
متافیزیک :قسمت اول
گروهى رموز مربوط بماوراء الطبيعه را آن چنان مجهول و كشفناشدنى مىدانند كه مدعى شدهاند بشر براى هميشه بايد از حل معماى ماوراء الطبيعه چشم بپوشد و نفيا و اثباتا از اظهار نظر خوددارى نمايداز نظر اين گروه دست عقل كوتاه است و خرماى معرفت بر نخيل اينگروه را در اصطلاح لا ادريون و احيانا شكاكان مىخوانند . گروهى ديگر اين راه را رفتنى و اين در را گشودنى مىدانند و براىانسان قدرت و توانائى سير در ملكوت اعلى قائلند ولى پاى استدلال رادر اين راه چوبين و غير مطمئن و سلوك عقلى و فكرى را غير محتاطانه تلقىمىنمايند اينان فقط دل را مركب خداى و يگانه رهنورد باديهپيمامىشمارند و تنها سلوك مطمئن را سلوك قلبى مىدانند نه سلوك عقلىعرفا از اين نظر دفاع مىكنند . سستى سلوك عقلى از نظر عرفان گروهى ديگر مىگويند اين التراب و رب الارباب بشر اين موجودخاكى و زمينى كجا و سير و سلوك عقلى يا قلبى در وادى سهمگين ماوراءحس كجا مسائل الهى همه آسمانى است و خبر آسمان را منحصرا ازخود آسمان بايد شنيد . ................. ادامه مطلب اشنائی با منطق 1
اشنائی با منطق : قسمت اول
درس اول: مقصود از علوم اسلامى چيست؟ در اين درس لازم است كه بعنوان مقدمه درباره كلمه «علوم اسلامى» اندكى بحث كنيم و تعريف روشنى از آن بدهيم تا معلوم گردد مقصود از علوم اسلامى چه علومى است و كلياتى كه در اين درسها مىخواهيم بياموزيم درباره چيست؟ علوم اسلامى را كه اكنون موضوع بحث است چند گونه مىتوان تعريف كرد و بنا به هر تعريف، موضوع فرق مىكند. 1- علومى كه موضوع و مسائل آن علوم اصول يا فروع اسلام است و يا چيزهائى است كه اصول و فروع اسلام به استناد آنها اثبات مىشود، يعنى قرآن و سنت، مانند علم قرائت، علم تفسير، علم حديث، علم كلام نقلى (1) ، علم فقه، علم اخلاق نقلى# (2) . 2- علوم مذكور در فوق به علاوه علومى كه مقدمه آن علوم است، علوم مقدمه مانند: ادبيات عرب از صرف و نحو و لغت و معانى و بيان و بديع و غيره و ماننده كلام عقلى، و اخلاق عقلى، و حكمت الهى، و منطق، و اصول فقه، و رجال و درايه. 3- علومى كه به نحوى جزء واجبات اسلامى است، يعنى علومى كه تحصيل آن علوم و لو به نحو واجب كفائى بر مسلمين واجب است و مشمول حديث نبوى معروف مىگردد: طلب العلم فريضة على كل مسلم يعنى دانش طلبى بر هر مسلمانى واجب است. مىدانيم علومى كه موضوع و مسائل آنها اصول و يا فروع اسلامى است و يا چيزهائى است كه به استناد آنها آن اصول و فروع اثبات مىشود، واجب است تحصيل و تحقيق شود، زيرا دانستن و شناختن اصول دين اسلام براى هر مسلمانى واجب عينى است و شناختن فروع آن واجب كفائى است. شناختن قرآن و سنت هم واجب است، زيرا ................... ادامه مطلب فلسفه تطبیقی
فلسفه تطبيقي
دكتر رضا داوري فلسفه تطبيقي چيست؟ تطبيق فلسفهها، قياس كردن نيست، تطبيق مبادي است فلسفهي تطبيقي چيست؟ در ظاهر پاسخ اين پرسش روشن است. در فلسفهي تطبيقي به تحقيق در موارد اختلاف و اتفاق نظر ميان فيلسوفان ميپردازند. من بعضي آراي مشابه اسپينوزا و اشاعره را آوردهام و فارابي و ابن سينا را با ارسطو، و ملاصدرا را با لايبنيتس و هوسرل قياس كردهام. اما اگر ميپرسيد كه چرا نظر ديويد هيوم دربارهي عليت را با قول اشاعره تطبيق نكردهام و از مشابهت شك غزالي با شك دستوري دكارت و انسان معلّق ابنسينا با كوژيتوي دكارت و عقل كل مولانا با روان مطلق هگل چيزي نگفتهام توضيح ميدهم كه قياس مسائل چيزي است و تطبيق مبادي چيزي ديگر. همين جا بگويم كه انكار ضرورت علّي در آراي اشاعره و در فلسفهي ديويد هيوم بسيار به هم شبيه است. هم اين و هم آن عليت را فرع عادت دانستند. هر دو در اصل عليت چون و چرا كردند. يكي از آن جهت كه امكان شناخت جهان خارج و درك روابط واقعي اشياء را منكر بود و موجودات را چيزي جز آنچه در ادراك ما ظاهر ميشوند نميدانست و ديگري براي اينكه معتقد بود كه مؤثري در وجود جز خدا نيست، چنانكه ديويد هيوم افعال و اعمال آدمي را تابع ضرورت نميدانست، ولي اشعري ميگفت مردم (بندگان) فاعل افعال خود نيستند بلكه كاسب فعلند؛ فعل از خداست، و به قرآن مجيد استناد ميكرد كه «ما رميت اذ رميت ولكن اللّه رمي'». ادامه مطلب منزلت علمی صدرالمتالهین
علمی صدرالمتالهین
و من یؤتالحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً» (بقره / 269) 1**. منزلت علمی صدرالمتألهین سخنگفتن از صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی قوامی، نویسندة کتاب "اسفار"، که در بین مردم به "ملاصدرا" و در میان شاگردان مکتبش به "صدرالمتألهین" مشهور است، برایم بسی لذتبخش است. من از زمرة کسانی هستم که از عقل و خرد، روح بلند، نیروی مقاومت، آزاداندیشی، بیان نیکو، کمال و پختگی اندیشهها و صراحت در ابراز عقاید و افکار این مرد بزرگ، با وجود تکفیر و آن همه آزار که در حق وی رفته است، شگفتزدهام. ویژگیهایی که برشمردم پیش از آنکه از تاریخ زندگی او درک کنم از نوشتهها و کتابهایش احساس نمودهام. دوازده سال پیش محاضراتی رمزگونه در عرض فلسفة او بنا نهادم. در آنها چنین پنداشتم که در عالم رؤیا ولی از راهنوشتههایش با من سخن میگوید. از آن محاظرات نوشتهای تهیهکردم و آن را "احلامالیقظه" نامیدم که بیشتر آن نوشته، در مجلات هفتگی یا ماهنامهها منتشر گردید. اینک زمان آن رسیدهاست که بر کتاب ارزشمند او مقدمهای بیاورم که حاصل شگفتی من و قلم از آن رؤیاهاست. صدرالمتألهین از زمرة فیلسوفان بزرگ متألهی است که در هر چند سده، یکی پا به عرصة وجود مینهد. در سه سدة گذشته وی بزرگترین فیلسوف اسلامی است که در فلسفة یونانی و اسلامی سرآمد و بنیانگذار مکتبی فلسفی بودهاست. ادامه مطلب سر اغاز
پست ۱ با عرض سلام خدمت دوستان وبزرگواران امیدوارم راهی که در پیش گرفته ام با یاری حق متعال بتوانم به انجام برسانم وامیدوارم بتوانم مطالبی ارائه دهم که سودمند برای انانکه جویای دانشند ورضایت حق تعالی باشد ومن الله التوفیق حکیم ملاصدرا ******* محمدبن ابراهیم قوامی شیرازی معروف به صدرالمتالهین و مشهور به ملاصدرا به سال ۹۷۹ یا ۹۸۰ ه.ق. در خانواده ای توانگر به دنیا آمد. پدرش از مردان بزرگ زمان خود (رجال نامی و از وزیران دولت صفوی) بود. چندی در شیراز مشغول تحصیل بود اما بعد از فوت پدر عازم اصفهان شد تا از وجود استادان نیکو بهره جوید. گویند ملاصدرا علوم مقدماتی را نزد یکی از فیلسوفان زمان خود ابوالقاسم استرآبادی معروف به میرفندرسکی آموخت که گفته شده او مدتی از عمر خود را در میان جوکیان و زرتشتیان گذراند و چیزهایی آموخت. (اما مدرک معتبری در این باب یافت نشد.) وی او را به محضر شیخ بهایی و سپس در نزد میرداماد که هر دو از بزرگان آن عصر محسوب می شدند معرفی کرد. شیخ بهاءالدین عاملی را می توان بهترین و مهمترین استاد در ایجاد ساختار شخصیتی وی نامید. ادامه مطلب |
درباره وبلاگ موضوع وبلاگ:فلسفی |