تبليغاتX
در جستجوی حقیقت

پیوندها
شرح كتب علامه حسن زاده املي توسط استاد صمدي املي
معرفي اسلام: علامه تهراني ره (مجموعه كتب علامه طهراني از شاگردان علامه طباطبائي ره)
فيزيك هوپا
سایت تجلی اعظم(سايت علامه حسن زاده املي)
رساله ایه لله سیستانی
سایت ایه الله سیستانی
رساله ايه الله سيستاني مدظله
مختصر رساله
کتاب فقه برای غرب نشینان( از فتاواي ايه الله سيستاني)
کمیاب انلاین
کتب الکترونیکی
;کتب عرفانی
در جستجوی حقیقت
سرود هستي
عقل سرخ
سایت ایت الله سیدان
اشراق
انسان كامل
اشعار مولانا
كتابخانه مجلس شوراي اسلامي
متن قران كريم
حكمت: شريف لك زائي
بدون شرح
پزشکی
پاسخ به مسائل دینی
جمخانه( اهل حق)
لينك دعوتنامه سايت كلوب
جام جم فلسفه
مركز جهاني اطلاع رساني ال البيت
جام جم انلاين
كتابخانه ايه الله سيد حسن ابطحي
اپلود
بهائيت
مولوي وابن عربي( نقد )
پارس تولز
لغتنامه دهخدا ( انلاين)
همشهري انلاين
كانون ايراني پژوهشگران فلسفه وحكمت
پايگاه خبري مولانانيوز
كتابخانه حضرت مهدي عليه السلام
بنياد حكمت اسلامي صدرا
باشگاه انديشه
مجلات در سايت حوزه
عرفان شمس
بازيافت نوشتار فلسفي (بركه)
جام جم فلسفي
مركز دايره المعارف اسلامي
مكز اطلاع رساني شهيد اويني
کتب الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی را برای موبایل
کتابها و مقالات رایگان فارسی، کتابهای الکترونیکی( ای بوک)
شيعه نيوز
راه كمال
ياسين مديا
سرير
ايران ماركت
انجمن حكمت وفلسفه ايران
ايرانيان انگلستان
بينش نو
سايت قادر
پارس انلاين
ايران پين

وضعيتم در ياهو

Add Me

RSS

تمایزات مبنایی منطق قدیم و جدید
  تمایزات مبنایی منطق قدیم و جدید 
دکتر ضیاء موحد

آنچه در پی می‏آید ویراسته کنفرانس استاد گرامی جناب آقای دکتر ضیاء موحد می‏باشد که در جمع مدرسان و پژوهشگران و دانشجویان دانشگاه مفید و دیگر مراکز آموزشی ـ پژوهشی در تاریخ 8/2/76 در دانشگاه مفید ایراد گردیده است. همان‏گونه که در شماره پیش وعده داده بودیم متن کامل این کنفرانس را تقدیم خوانندگان گرامی می‏نماییم.

از تشریف فرمایی استادان و دانشجویان و طلاب عزیز خیلی متشکرم. بحث تمایزات مبنایی منطق قدیم و جدید؛ بخصوص در حوزه که منطق ارسطویی را به اسم «منطق قدیم»(1)می‏شناسند و منظورشان از «کلاسیکال لوجیک»(2) منطق جدید است، بسیار مسلم می‏باشد. «کلاسیک» در این جا یعنی «جاافتاده»، «کلاسیک» دو معنی دارد یکی اثری مربوط به یونان و روم قدیم و دیگر اثری جاافتاده. امروز اصطلاح «کلاسیکال لوجیک» را اغلب برای منطق جدید به کار می‏برند نه منطق ارسطویی.

تا جایی که من اطلاع دارم در حوزه و در بسیاری از دانشگاهها و گروههای فلسفه به دلایل مختلف که شاید یکی هم کمبود مدرس باشد، منطق ارسطویی تدریس می‏شود . خوشبختانه بحث منطقی بحثی عقلی است. اینکه ما منطق قدیم را برداریم و منطق جدید را به جایش بگذاریم کار صرفا عقلی و فرهنگی است. نه ما وارث بر حق ارسطو هستیم نه غربیها. آنهاکه خودشان را بیشتر هم وارث می‏دانند ـ یعنی آن مقدار حقی را هم که فرهنگ اسلامی در معرفی منطق ارسطو به غرب در قرون وسطی دارد قبول ندارند ـ الآن هم ترجمه‏های متعدد جدیدی از متون ارسطو می‏کنند و ما به همان ترجمه‏های قرون دوم و سوم هجری اکتفا کرده‏ایم. بنابراین اگر آنها منطق ارسطویی را برداشته اند و منطق جدید را جایش گذاشته‏اند لابد مسأله جدی بوده است.

در این چهارده سالی که منطق تدریس می‏کرده‏ام طرفداران منطق ارسطویی همیشه سه مسأله را مطرح می‏کرده‏اند. اگر در این فرصت کوتاه این سه ادعا را بیان کنم و بی‏اساس بودن آنها را نشان دهم شاید کاری کرده باشم. اگر هم ایراد و اشکالی به این مباحث دارید بعدا مطرح خواهید کرد و صحبت می‏کنیم.

بقيه را در ادمه مطلب بخوانيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/13ساعت 23:26 توسط علیرضا محمدزاده |
درآمدی بر هرمنوتیک 2
در امدي بر هرمنوتيك قسمت دوم
حامد گنجعلیخان حاکمی E-mail:hamedexpert_gh@yahoo.com
اهداف‌ هرمنوتیك‌
قبلاً‌ بیان‌ شد كه‌ هرمنوتیك‌ به‌ سبب‌ تنوع‌ و گسترهٔ‌ مباحث‌ آن‌ و وجود زمینه‌ها و گرایشهای‌ متفاوت‌ و ناسازگار، فاقد تعریف‌ واحد و مقبول‌ همگان‌ است‌ و همچنین‌ اتفاق‌نظر در مورد دامنه‌ و قلمرو مباحث‌ آن‌ وجود ندارد و میدان‌ خاص‌ و مشخصی‌ را نمی‌توان‌ به‌ عنوان‌ قلمرو منحصر دانش‌ هرمنوتیك‌ برشمرد. اكنون‌ برآنیم‌ كه‌ بدانیم‌ آیا می‌توان‌ برای‌ هرمنوتیك‌ اهداف‌ مشترك‌ و جامعی‌ را در نظر گرفت‌ كه‌ مورد پذیرش‌ همه‌ گرایشهای‌ متنوع‌ هرمنوتیكی‌ باشد؟
در این‌ زمینه‌ نیز اگر به‌ دنبال‌ اهداف‌ مشترك‌ و مورد اتفاق‌ باشیم‌ ره‌ به‌ خطا برده‌ایم. چرخشهای‌ جد‌ی‌ و بنیادینی‌ كه‌ در جهت‌گیری‌ هرمنوتیكی‌ و نوع‌ نگاه‌ به‌ وظایف‌ و درون‌ مایه‌ آن‌ در طی‌ تاریخ‌ هرمنوتیك‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ است، اهداف‌ و اغراض‌ كاملاً‌ متفاوت‌ و ناسازگاری‌ را برای‌ آن‌ رقم‌ زده‌ است. چگونه‌ می‌توان‌ بین‌ دیدگاهی‌ كه‌ از هرمنوتیك‌ تبیین‌ روش‌ صحیح‌ درك‌ متن‌ و رفع‌ ابهامات‌ موجود در آن‌ را انتظار می‌كشد، با دیدگاهی‌ كه‌ هدف‌ از تأمل‌ هرمنوتیكی‌ را تبیین‌ روش‌شناسی‌ علوم‌ انسانی‌ و تنقیح‌ اصول‌ و مبانی‌ حاكم‌ بر فهم‌ تاریخ‌ و آثار ادبی‌ و هنری‌ و رفتار و سلوك‌ آدمیان‌ می‌داند، هدف‌ مشترك‌ و جامعی‌ جستجو كرد.
 بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 9:52 توسط علیرضا محمدزاده |
درآمدی بر هرمنوتیک 1
درآمدی بر هرمنوتیک  قسمت اول
حامد گنجعلیخان حاکمی

E-mail:hamedexpert_gh@yahoo.com

مقدمه
هرمنوتیك‌ طی‌ چند قرن‌ اخیر توانسته‌ است‌ به‌ عنوان‌ یك‌ دانش‌ یا فن‌ مستقل، جایگاه‌ ویژه‌ای‌ در حوزهٔ‌ تفكر بشری‌ پیدا كند و امروزه‌ متفكرین‌ برجستهٔ‌ فراوانی‌ در این‌ خصوص‌ به‌ تأمل‌ و پژوهش، اشتغال‌ دارند. افزون‌ بر اینكه‌ هرمنوتیك‌ در قرن‌ بیستم‌ توانسته‌ است‌ دستاوردهای‌ خود را به‌ دیگر حوزه‌های‌ دانش‌ همچون‌ فلسفه، الهیات، نقد ادبی، علوم‌ اجتماعی‌ و فلسفهٔ‌ علم‌ سرایت‌ داده‌ و پرسشها و بحثهای‌ نوینی‌ را در آن‌ عرصه‌ها پی‌ افكند.
این‌ مقاله‌ با هدف‌ ارائه‌ تصویری‌ اجمالی‌ از ماهیت‌ و قلمرو هرمنوتیك‌ به‌ مباحثی‌ چون‌ سیر تاریخی، تعریف، اهداف‌ و بررسی‌ جایگاه‌ هرمنوتیك‌ در مقایسه‌ با دیگر شاخه‌های‌ معرفتی‌ می‌پردازد و در ادامه‌ چالشهایی‌ را كه‌ هرمنوتیك‌ معاصر در حوزهٔ‌ تفكر دینی‌ ایجاد می‌كند بررسی‌ می‌كند. 
بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 9:45 توسط علیرضا محمدزاده |
تقسیم بندی معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها نزد فیلسوفان مسلمان
  تقسیم بندی معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها نزد فیلسوفان مسلمان
  دكتر مسعود اميد  عضو هيئت علمي دانشگاه تبريز

مقدمه

معرفت یا شناخت از مسائل مهم و قابل تأمّل برای فلاسفه بوده است. این مسأله از دوره یونان باستان مورد توجه متفکران و فیلسوفان بوده و تا کنون نیز ادامه دارد. در میان مباحث مربوط به شناخت یا شناخت شناسی، یکی از مسائل مهم و کلیدی، که اساساً در دوره متأخر مورد عنایت خاص فلاسفه قرار گرفته و حتی امروزه نیز در مباحث معرفت شناسی ـ پیشینی و پسینی ـ مورد توجه ویژه می باشد، موضوع «اقسام معقولات یا مفاهیم کلی و اوصاف آن ها» است. به بیان دیگر، مسأله ای که اذهان متفکران را به خود مشغول ساخته این است که آیا تمام معقولات و مفاهیم و تصورات کلّی انسان یک گونه و یک نوع است یا گونه ها و انواع متعددی دارد و نیز در صورت تعدد، اوصاف و مختصات هر یک چیست و با چه ملاک ها و ضوابطی می توان آن ها را از همدیگر تفکیک نموده، متمایز ساخت؟

از آن جا که بخشی از تأمّل فلسفی فلاسفه مسلمان با شدت و ضعف، اختصاص به پژوهش در این باب دارد، بجاست پاسخ فلسفی و تحلیلی ایشان را در گذر تاریخ، مورد تحقیق قرار دهیم. این نوشتار در پی آن است تا تلاش متفکران مسلمان را در طی تاریخ، از زمان مشاییان تا فلاسفه نوصدرایی معاصر، در باب این مسأله به تصویر کشد و در نهایت، به طبقه بندی مقایسه ای آراء ایشان بپردازد.

الف ـ گام های نخستین: مشاییان

1ـ فارابی

به طور کلی، باید گفت: التفات و توجه به اقسام معقولات نزد مشاییان به وقوع پیوست، اما نه نزد همه آن ها. فارابی در عین حال که متوجه انواع معقولات بوده، اشاره مشخصی به اقسام آن ها نکرده است. وی در آثار خود، از اصطلاح «معانی عامه» و نیز «معقولات اول» استفاده کرده، اما این عناوین را به عنوان انواع و اقسام مفاهیم کلی و معقولات به کار نبرده است. «معانی عامه نزد فارابی عناوینی است که در خارج موجود نبوده و در ذهن وجود دارد؛ مانند حیوان (به عنوان جنس)»

«معقولات اول» نیز به نظر فارابی، همان آگاهی ها و معلومات نخستین انسان می باشد. که پایه معلومات دیگر است؛ مانند مفاهیم و تصدیقات بدیهی.([1])

2ـ ابن سینا

در عین حال که ابن سینا به صورت صریح از تقسیم معقولات سخنی به میان نیاورده، اما دقیقاً از دو نوع معقول نام برده است که می توان آن ها را به منزله اقسام و انواع معقولات قلمداد کرد. این دو معقول عبارتند از: معقول اول و معقول ثانی. معقولات اول مانند جسموحیوان و معقولات ثانی مانند: کلیت و جزئیت.

باید توجه داشت که معقول ثانی سینوی صرفاً جنبه منطقی دارد و نظر این فیلسوف معطوف است به مفاهیم منطق. پس تعبیر درست از معقول ثانی سینوی همان معقول ثانی منطقی است. ابن سینا در آثار خود به بیان ویژگی معقولات ثانی منطق می پردازد و تنها ویژگی آن ها را چنین برمی شمرد: معقولاتی که مستند به معقولات اول است و از آن ها به دست می آید و از آن رو که با توسّل به آن ها از معلوم به مجهول می رسیم، موضوع علم منطق می باشد.([2])

بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 9:10 توسط علیرضا محمدزاده |
علامه طباطبایی- کانت: نکاتی در معرفت شناسی مقایسه ای
علامه طباطبایی- کانت: نکاتی در معرفت شناسی مقایسه ای
دكتر مسعود اميد  عضو هيئت علمي دانشگاه تبريز
کی از مباحث مهم و اساسی در حوزه فلسفه مبحث معرفت و شناخت است. از این شاخه مهم فلسفی با عنوان معرفت‏شناسی یا شناخت‏شناسی Epistemology یاد می‏شود. در این شاخه فلسفی چنانکه از نام آن پیداست، در باب معرفت، شناخت، آگاهی یا ادراک بحث می‏شود و از ماهیت، حدود و شعاع، ابزار، واقع نهایی یا عدم واقع نمایی، ارزشیابی و... ادراکات سخن به میان می‏آید.

بحث معرفت و شناسایی از دوره یونان ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته بود. ظهور سوفیسم و شکاکیّت در عهد یونان و پس از آن، سبب جلب توجه فلاسفه به مسأله شناسایی شده بود. لیکن موج جدید عنایت و توجه به مسأله شناخت به دوره پس از رنسانس و به آراء دکارت مربوط می‏شود. ظهور عقل‏گراها و تجربه‏گراها، مسأله معرفت را با حال و هوایی تازه در معرض دیدگان عقلانی فلاسفه قرار داد. اهمیت معرفت‏شناسی به قدری شد که کانت مابعدالطبیعه را چیزی جز بحث در مسأله شناسایی ندانست. مسأله معرفت در میان فلاسفه مسلمان نیز مطرح بوده است و در آثار این بزرگان به صورت پراکنده طرح و بحث شده است. لیکن بحث مستقل در باب معرفت تا مدتهای مدیدی به تعویق افتاد تا آنکه در نهایت با مساعی علامه‏طباطبایی این مبحث صورت مستقل، منظم و منقح یافت و شاگردان ایشان در ادامه این راه، این مبحث را پی‏گیری نموده و بر غنا و انسجام و عمق آن افزودند. نظر به اهمیت این بخش از اندیشه فلسفی، این نوشتار بر آن است تا گزاره‏هایی را به صورت مقایسه‏ای میان علامه‏طباطبایی و کانت مطرح ساخته و در برخی مواضع وجوه اشتراک یا اختلاف دیدگاههای این دو فیلسوف را بیان نماید.

بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 8:25 توسط علیرضا محمدزاده |
مسئله کلیات از دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی و ملاحظات انتقادی در باب آن
      مسئله کلیات از دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی و ملاحظات انتقادی در باب آن

دكتر مسعود اميد عضو هيئت علمي دانشگاه تبريز

چکیده:

مسئلة کلیات از دیرباز مورد توجه فلاسفه بوده است. در این نوشتار این مسئله از سه زاویه و سه منظر وجودشناختی, معرفت‌شناختی و روانشناختی در مورد آرای یکی از فلاسفة برجستة مسلمان یعنی صدرالمتألهین شیرازی مورد بررسی قرار گرفته است و آنگاه از هر یک از منظرهای سه‌گانة مذکور، نقدهایی در مورد دیدگاه این متفکر فلسفی اندیش طرح شده است.

واژه های کلیدی: کلیات، وجودشناسی، معرفت شناسی، روانشناسی، ملاصدر

مقدمه: طرح مسئله

انسان درخود معلوماتی را از قبیل انسان، درخت، سنگ و... می یابد. این معلومات اموری هستند که بر اشیای متعددی نیز حمل می‌گردند. اموری از این قبیل، در تاریخ فلسفه و بین فلاسفه با عنوان «کلیات» مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. در مسئلة کلیات می توان سه جهت و جنبه را از هم تشخیص داده و در مورد آنها به بیان و بررسی آرای فلاسفه پرداخت:

جنبة نخست در بحث کلیات «‌جنبة هستی‌شناسی کلیات‌» یا انتولوژی کلیات است. پرسشهایی که در این مقام مطرح می‌شود چنین است‌‌: آیا کلیات موجود هستند یا موجود نیستند؟ اگر کلیات موجودند‌، نحوة وجود آنها چگونه است؟ عینی هستند یا ذهنی؟ مجردند یا مادی؟ حقیقی هستند یا مجازی‌، اصیل هستند یا اعتباری؟ و .. .

در تاریخ فلسفه نمونه ای از پرسشهای هستی شناختی در باب کلیات و توجه به جنبة هستی شناسی آن را می توان در نزد افلاطون ، فرفوریوس و... یافت. برای مثال فرفوریوس در کتاب «ایساغوجــی» در ابتــدای بحث خود دربارة کلیات خمس می نویسد «در وهلة اول، در مورد اجناس و انواع، مسئله این است که بدانیم آیا آنها واقعیاتی هستند که به خودی خود وجود دارند و یا اینکه فقط مفاهیم صرف ذهنی هستند، با قبول اینکه آنها واقعیات جوهری باشند، آنگاه باید دانست که آنها جسمانی هستند یا غیر جسمانی و بالاخره اینکه آنها مفارق هستند و یا فقط در اشیای حسی قرار دارند و بر این اساس به وجود می آیند ». (مجتهدی، 1375، ص 157)

جنبة دوم در بحث کلیات « جنبة معرفت شناسی کلیات » است. در این حالت با پرسشهایی از این قبیل مواجهیم: آیا رابطه ای میان مفاهیم کلی و عقلی و معلومات کلی ما، با واقعیات و امور جزئی و اشیاء متعین و مشخص خارجی یا ماورای ما (رابطه ذهن و عین)، وجود دارد یا نه؟ اگر چنین رابطه ای وجود دارد، این رابطه چگونه است؟ این مفاهیم ناظر به چه واقعیاتی هستند؟ کلیات خود بر چند دسته اند؟ و...

بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 8:6 توسط علیرضا محمدزاده |
ضرورت تحول پارادایمی و انقلاب کپرنیکی در معرفت شناسی رئالیستی: دكتر مسعود اميد
  ضرورت تحول پارادایمی و انقلاب کپرنیکی در معرفت شناسی رئالیستی

 دكتر مسعود اميد عضو هيئت علمي دانشگاه تبريز

مقدّمه

کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نقطه تمرکز و ثقل مباحث معرفت شناسی فلاسفه اسلامی است. این اثر با تکیه بر میراث فلسفی و بر اساس تحلیل ها و ابتکارات محتوایی و صوری، توانسته است تا معرفت شناسی رئالیستی را در قالبی منقح و منظم عرضه دارد. در ایران، این اثر و مباحث معرفت شناختی آن، توانسته است تا چشم انداز و منظری خاص را برای فلسفی اندیشان بعدی فراهم آورد. پس از آن، علاقه مندان به این دیدگاه در همین راستا و جهت به تأمّل، تحقیق و مقایسه پرداخته اند.

پارادایم این معرفت شناسی عبارت است از معرفت شناسی بر محور «محصولات قوای ادراکی یا فرآورده های ادراکی». در این معرفت شناسی محور مباحث، میوه های درخت دستگاه ادراکی است نه ریشه های آن.

در این نوشتار، نظر بر این است که بر این نکته تأکید شود که لازم است معرفت شناسی رئالیستی توجه عمده خود را به مبادی ادراک از جمله قوای ادراکی و به بیان دیگر فرآیندهایی که منشأ ادراکات است، معطوف دارد. در این معرفت شناسی لازم است تا علاوه بر بحث و بررسی در میوه های درخت دستگاه ادراکی به ریشه ها و بنیادهایی، که این میوه ها بر آن اساس تولید و آشکار می شوند، به طور جدی و عمیق، پرداخته شود.

تشخیص دو حوزه و دو پارادایم متمایز معرفت شناختی

از جهتی می توان، به اختصار، معرفت شناسی را در قالب دو حوزه و نوع متمایز در نظر گرفت:

1. معرفت شناسی ناظر به ادراکات;

2. معرفت شناسی ناظر به مبادی و زمینه های ادراکات.

اگر بخواهیم به زبان فلسفه اسلامی این تقسیم بندی را بیان کنیم باید گفت: 1. «معرفت شناسی ذهن و ذهنیات ی

محصولات قوای ادراکی» 2. «معرفت شناسی قوای ذهن یا قوای دستگاه ادراکی» و اگر بخواهیم به زبان کانت این تقسیم بندی را ترجمه کنیم باید گفت: 1. معرفت شناسی معطوف به شناسایی 2. معرفت شناسی معطوف به شرایط پیشین، کلی و ضروری در امر شناسایی.


بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 7:30 توسط علیرضا محمدزاده |
آشنایی اجمالی با نظریه تحولی و روانشناسی ژان پیاژه


 

نويسنده: دکتر رضاپورحسین*  

منبع: باشگاه انديشه 18/10/85


چکیده و طرح واژه هاي اصلي نظام تحولي

پیاژه (1986-1896) شناخت شناس بزرگی است که مطالعه خود را در زمینه سازش آغازکرد و در گستره روانشناسی و زیست شناسی آن را ادامه داد. موضوع شناخت سازش، عامل پیوند این دو گستره در نظر او بود که مبتنی بر شناخت شناسی ژنتیک به بررسی تغییر شکلهای شناخت پرداخت و پایه روانشناسی ژنتیک را فراهم آورد و فرآیندهای روانی در طول تحول را مطالعه نمود.

پیاژه برای شناخت، وارسی و انتقال پذیری را مهم و آنرا مستلزم محدود ساختن مسایل می داند. درنظر وي، شناخت از مبـادلـه دائـمی بین موجود و محیط از نـظر زیست شناسـی ، و بیـن فـکر و شـی از نظر روانشناسـی حاصل می شود و چگونگی بازسازی واقعیت را تعیین می کند. شناختها از تعامل سرچشمه می گیرند و در این رهگذر ، کودک با تغییر شکلها و عمل بر روی اشیاء آنها را دگرگون می کند ومی شناسد.

در روانشناسی ژنتیک، کودک ابزار مطالعه است. با مطالعه کودک به فهم طرز تشکیل طرازهای روانی و ذهنی دست می یابیم. در نظر پیاژه، مقدمات روان پدیدآیی ، در کودکی پدید می آید و ظرفیتهای خلاق آن تا بزرگسالی ادامه می یابد. روش او نوعی مطالعه آزاد است که به روش بالینی معروف است. روش او بر این مبناست که فـکر کــودک سـاخته مـی شود و مـرحـله بـه مـرحلـه دگـرگـون مـی گردد. با این روش می توان ارتجالی ترین پاسخهای کودک را بدست آورد و ظرفیتهای سازشی وی وکنش وری ذهنی کودک را کشف نمود. توجه به ارتجالی ترین پاسخهاي کودک مبنای بنا شدنی نگری ژنتیک را بوجود آورد که در آن ساختها به صورت جزمی از پیش تعیین شده نیستند، بلکه ساختها یکي پس از دیگری در اثر گشایش امکانات وراثتی و تعامل با محیط در یک برنامه ریزی ژنتیک بنا می شوند.

 بقيه را در ادامه مطلب بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت 6:20 توسط علیرضا محمدزاده |
درباره وبلاگ

موضوع وبلاگ:فلسفی
نویسنده:علیرضا محمدزاده

برای خود رسالتی قائل باشیم یا نباشیم نیاز به گفتگو و ارتباط داریم. در روزگار کنونی چاره ای از فضای مجازی اینترنت نیست.
ایمان دارم هیچ کوششی بدون پاسخ نمیماند و لذا هر انسانی که در جستجوی حقیقت سعی کند قطعا به نتیجه خواهد رسید هر چند در شکل متفاوت باشد





Powered by WebGozar