تبليغاتX
در جستجوی حقیقت - فطرت در بوته نقد - محرم برهانى

پیوندها
شرح كتب علامه حسن زاده املي توسط استاد صمدي املي
معرفي اسلام: علامه تهراني ره (مجموعه كتب علامه طهراني از شاگردان علامه طباطبائي ره)
فيزيك هوپا
سایت تجلی اعظم(سايت علامه حسن زاده املي)
رساله ایه لله سیستانی
سایت ایه الله سیستانی
رساله ايه الله سيستاني مدظله
مختصر رساله
کتاب فقه برای غرب نشینان( از فتاواي ايه الله سيستاني)
کمیاب انلاین
کتب الکترونیکی
;کتب عرفانی
در جستجوی حقیقت
سرود هستي
عقل سرخ
سایت ایت الله سیدان
اشراق
انسان كامل
اشعار مولانا
كتابخانه مجلس شوراي اسلامي
متن قران كريم
حكمت: شريف لك زائي
بدون شرح
پزشکی
پاسخ به مسائل دینی
جمخانه( اهل حق)
لينك دعوتنامه سايت كلوب
جام جم فلسفه
مركز جهاني اطلاع رساني ال البيت
جام جم انلاين
كتابخانه ايه الله سيد حسن ابطحي
اپلود
بهائيت
مولوي وابن عربي( نقد )
پارس تولز
لغتنامه دهخدا ( انلاين)
همشهري انلاين
كانون ايراني پژوهشگران فلسفه وحكمت
پايگاه خبري مولانانيوز
كتابخانه حضرت مهدي عليه السلام
بنياد حكمت اسلامي صدرا
باشگاه انديشه
مجلات در سايت حوزه
عرفان شمس
بازيافت نوشتار فلسفي (بركه)
جام جم فلسفي
مركز دايره المعارف اسلامي
مكز اطلاع رساني شهيد اويني
کتب الکترونیکی استاد سید حسن ابطحی را برای موبایل
کتابها و مقالات رایگان فارسی، کتابهای الکترونیکی( ای بوک)
شيعه نيوز
راه كمال
ياسين مديا
سرير
ايران ماركت
انجمن حكمت وفلسفه ايران
ايرانيان انگلستان
بينش نو
سايت قادر
پارس انلاين
ايران پين

وضعيتم در ياهو

Add Me

RSS

فطرت در بوته نقد - محرم برهانى

فطرت در بوته نقد - محرم برهانى

مردم‏سالارى ، 16/2/82
چکیده: نویسنده در این مقاله با برشمردن ویژگى‏هاى امر فطرى از دیدگاه استاد شهید مطهرى، به نقد آراى آن شهید در باب فطرت پرداخته است .
نظریه فطرت جایگاه مهمى را در میان آراى متفکران مسلمان به خود اختصاص داده است . راز این اهمیت آن است که قبول یا رد این نظریه بر داورى‏ها در خصوص پاره‏اى مباحث‏بنیادین در دین‏شناسى معاصر نظیر: خاستگاه دین و اخلاق، منشاء و علل دین‏دارى و مبانى رسالت انبیاء تاثیر به‏سزایى خواهد گذاشت . در میان معاصران، علامه طباطبایى و شهید مطهرى عنایت ویژه‏اى به مبحث مذکور داشتند .
در گذشته - و البته در دوران کنونى با شدت بیشترى - بسیارى از منتقدان اندیشه دینى صدق اعتقاد به وجود خدا را مورد تشکیک قرار داده‏اند . مدافعان اندیشه دینى نیز متقابلا کوشیده‏اند به شکل‏هاى مختلف از آن دفاع کنند . توجه ویژه شهید مطهرى به نظریه فطرت نیز متاثر از تشکیک‏هاى فوق بوده است .
بسیار بایسته است‏با دقت نظر، مبادى ورود ایشان به بحث مذکور و اهداف ایشان، بازخوانى گردد; چه اینکه با برکت‏ترین بزرگداشت‏یک بزرگوار و تجلیل از مقام رفیعش، همان تجلیل آراء اوست . آنچه در پى مى‏آید برخاسته از همین باور است .
نظریه فطرت تماما بر آن است تا نشان دهد شناخت‏خدا و اعتقاد و گرایش به او (پرستش) مشترک همه انسانهاست . اعتقاد به وجود «فطریات‏» یا «امور فطرى‏» پیش فرض این نظریه است . در آثار شهید مطهرى فطرت «گونه خاصى از آفرینش است که در بدو خلقت‏خدا به انسان داده است .» و این‏گونه خاص، واجد ویژگى‏هایى از قبیل: موافق و ملایم بودن با طبع و ساختمان ویژه انسان; غیراکتسابى بودن در مقابل سایر معلومات و معارف اکتسابى; آگاهانه بودن که وجه تمایز فطرت از غریزه است، به نظر شهید مطهرى، هرچند غریزه و فطرت هر دو منشاء تکوینى دارند، اما فطرت آگاهانه بوده، در قلمرو مسائل ماوراء حیوانى معنا و ظهور مى‏یابد و وسیله نیل آدمى به غایات کمالى است .
چنین تعریفى از فطرت، با ویژگى‏هاى فوق مستلزم پذیرش پیش‏فرض‏هایى است که از آن جمله‏اند:
الف . پیشاپیش براى انسان طبع و ساختمانى ویژه فرض شده است . قائل شدن به طبیعت‏خاص و یک ذات براى اشیاء یا موجودات (1) نگره‏اى ارسطویى است که بعد از او سخت مورد تردید واقع شد، چرا که اساسا قائل شدن به ذات و طبع براى هر چیزى و ادعاى کشف آن ذات یا طبع ویژه، مبناى روشنى حتى در منطق ارسطویى هم ندارد; زیرا این کشف جز از طریق تعریف تمام (حد تام) که منجر به شناسایى کامل اشیاء مى‏شود، به دست نمى‏آید و عاجز بودن انسان از دست‏یابى به حد تام نکته‏اى است روشن که شارحان مسلمان فلسفه ارسطو بر آن صحه گذاشته‏اند .
ب . حتى به فرض وجود امکان دست‏یابى به این ساختمان ویژه، رهیافت وصول به آن باید دقیقا مشخص گردد . فى‏المثل اگر مى‏گوییم انسان مدنى‏الطبع است و یا تشکیل خانواده، فطرى انسان است; اعتبار این گزاره‏ها از طریق تجربه اثبات شده است‏یا رهیافتى عقلى یا نقلى بدان حجیت‏بخشیده است . شهید مطهرى به شکلى پراکنده از همه این رهیافت‏ها در تبیین راى خویش بهره مى‏جوید . فراموش نکنیم که بر اساس همین رهیافت‏ها نظریات رقیب و مخالفى از بطن و متن منابع معرفتى ما قابل استخراج است .
ج - در چارچوب بینش غایت انگارانه، غایت فطرت، کمالى خاص براى انسان منظور کرده است (کمال‏طلبى) این راى، خود برگرفته از اندیشه‏اى درون‏دینى است و به مانند نظریه‏اى مقدم بر دیانت و پیشینى که بتوان فطریات را در جهت آن معنى کرد، مشکوک است و بیانگر نوعى انسان‏شناسى دینى است .
ایشان گاهى با استناد به نظریه‏اى علمى - فلسفى مى‏گوید: قدماى ما از طریق استدلالى و اشراقى وجود چنین عشقى را در سراسر موجودات از جمله انسان اثبات مى‏کردند و علماى امروز نیز تجربیات روانى را دلیل بر این مطلب مى‏گیرند .
نکات عدیده‏اى حول این رهیافت وجود دارد از آن جمله:
وقتى گزاره x ] فطرى است‏» را علمى به حساب مى‏آوریم، پذیرفته‏ایم که در اثبات، تایید یا ابطال گزاره مذکور تابع علم و روش علمى هستیم . بنابراین اگر فرضیات رقیبى در آن عرصه مطرح شد، باید در مقام یک عالم تجربى با زبان علم به معارضه با آنها پرداخته و داورى علمى را گردن نهیم .
واپسین نکته که این نوشته بدان مى‏پردازد «قلمرو» و حدود امور فطرى است . ایشان در توجیه و تبیین پاره‏اى از آداب و ارزش‏هاى احکام علمى دین به فطرى بودن آنها استناد مى‏کند . فى‏المثل در جایى «عقیده توحید» و در جاى دیگر «زناشویى‏» موافق طبع بشر و از امور فطرى قلمداد شده است; حال آنکه دلیل پیشین مبنى بر اینکه کل دین - مجموعه اصول اعتقادى، ارزش‏هاى اخلاقى و احکام حقوقى - فطرى باشند، یافت نمى‏شود یا دست‏کم اکنون شک نداریم «امضایى یا تاسیسى‏» بودن احکام فقهى و «مولوى یا ارشادى‏» بودن آنها، پذیرش فراخى و گستردگى قلمرو امور فطرى را از اعتبار ساقط مى‏کند .

اشاره
1 . نویسنده محترم در اولین نقد خود آورده‏اند که پیش‏فرض اعتقاد به امور فطرى، اعتقاد به طبع و سرشتى خاص براى انسان است و قائل شدن به طبیعت‏خاص و یک ذات براى اشیاء یا موجودات، نگره‏اى ارسطویى است که مورد تردید واقع شده است; زیرا کشف ذات جز از طریق تعریف تمام (حد تام) ناممکن است . دسترسى به حد تام نیز ناممکن است، پس کشف ذات ناممکن مى‏باشد . با صرف‏نظر از کلیشه‏اى بودن این نقد، در پاسخ به دو نکته اشاره مى‏شود . نکته نخست آنکه کشف و شناسایى به دو صورت است:
الف . کشف و شناسایى تام و کامل .
ب . کشف و شناسایى اجمالى .
بر فرض که دست‏یابى به حد تام ممکن نباشد، اما براى فرق‏گذارى میان دو پدیده، کشف اجمالى کافى است . براى مثال هرچند ممکن است تمام حقیقت‏یک سنگ را ندانیم، اما براى آنکه سنگ را از آب شناسایى کنیم، دانستن اینکه سنگ جامد است و آب مایع، یا سنگ سخت است و آب نرم، کافى است . نکته دوم آنکه از منظر فلسفى این پرسش که تمایز موجودات به چیست، پرسشى جدى است . از آنجا که وجود، در همه موجودات مشترک است; راهى باقى نمى‏ماند، جز آنکه از اساس تمایز میان موجودات را انکار کنیم و بگوئیم که یک موجود، همه موجودات است و همه موجودات، یک موجود یا آنکه بگوئیم تمایز موجودات به چیستى، سرشت، ماهیت آنهاست و این همان اثبات ذات خاص براى موجودات است .
2 . راه وصول به ذاتیات علاوه بر عقل و تجربه و نقل، مستند به عقل است، همان‏گونه که استاد شهید مطهرى از این سه راه براى رسیدن به فطریات بهره برده‏اند، اما این نکته که شاید برخى از این سه راه نتایج دیگرى گرفته باشند یا بگیرند، نه تنها مطلبى جدید و تعجب‏آور نیست، که همواره اتفاق افتاده و مى‏افتد . مهم آن است که با روشى مناسب به ارزیابى این نتایج‏بپردازیم، دلایل و شواهد هر یک را بسنجیم و نتیجه درست را برگزینیم .
3 . این نکته که انسان موجودى کمال طلب است، بیش و پیش از آنکه درون‏دینى باشد، برون‏دینى است و از طریق زیست انسان‏شناسى، زیست جامعه‏شناسى و انسان‏شناسى قابل اثبات است . آنچه ادیان گفته‏اند این است که گاه انسان‏ها در تشخیص مصداق کمال خود، دچار اشتباه مى‏شوند و کمال غیر واقعى را واقعى مى‏پندارند .
4 . نویسنده محترم با منحصر ساختن علم و گزاره علمى به گزاره‏هاى تجربى، در این بحث دچار دو خطا گشته‏اند . خطاى نخست آن است که بر خلاف گفته نویسنده محترم «وقتى گزاره x فطرى است‏» را علمى به حساب مى‏آوریم، بدان معنا نیست که روش اثبات یا ابطال این گزاره را تنها روش تجربى بدانیم، چه آنکه سه روش اثبات پذیرى، تاییدپذیرى یا ابطال‏پذیرى پوزیتویستى خود دچار اشکالات متعدد هستند . اما خطاى دوم آن است که گاه یک اندیشمند در بحث‏خود پس از استدلال‏هاى اصلى، شواهد و قراینى از باب تاثیر و تقویت مى‏آورد . در این‏حال روشن است که رد این شواهد و قرائن به اصل استدلال او خدشه‏اى وارد نمى‏سازد .
5 . استاد شهید مطهرى در هیچ‏جا نگفته‏اند که همه دین (حتى احکام جزئى و بسیار فرعى فقهى یا برخى از آداب و احکام اخلاقى) فطرى‏اند . آنچه آن بزرگوار فرموده‏اند این است که اصل اساسى دینى یعنى خداگرایى، توحید، نیاز به پرستش و حقیقت‏جویى فطرى است هرچند دین حق هیچ حکمى که مخالف فطرت باشد، ندارد .
پى‏نوشت:
1. Essentialism

http://www.porsojoo.com/?q=fa/node/1762
+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/06ساعت 5:36 توسط علیرضا محمدزاده |
درباره وبلاگ

موضوع وبلاگ:فلسفی
نویسنده:علیرضا محمدزاده

برای خود رسالتی قائل باشیم یا نباشیم نیاز به گفتگو و ارتباط داریم. در روزگار کنونی چاره ای از فضای مجازی اینترنت نیست.
ایمان دارم هیچ کوششی بدون پاسخ نمیماند و لذا هر انسانی که در جستجوی حقیقت سعی کند قطعا به نتیجه خواهد رسید هر چند در شکل متفاوت باشد





Powered by WebGozar